روز سه شنبه صبح همکارم اس ام اس زد که یکی از دوستانشون فوت کرده و برای خاکسپاریش رفتن بهشت زهرا. حدود ظهر به همکارم زنگ زدم که چی شده، گفت که قضیه طولانیِ و وقتی که اومد شرکت برام تعریف می کنه. دیروز صبح اول رفتم سراغ همکارم که بهش تسلیت بگم. وقتی که دلیل فوت دوستش رو پرسیدم، با یکی دیگه از ظلمهای حکومت دیکتاتورمون پی بردم.
خانم دکتر ۲۷ ساله. سال گذشته درسش رو به اتمام رسونده. به دلیل اینکه پدرشون زندانی سیاسی قبل از انقلاب بودن، از گذروندن طرح در مناطق محروم معاف شدن ولی این خانم دکتر محجبهداوطلبانه برای خدمت به یکی از روستاهای استان کردستان میرن. ایشون از مدتی قبل با آقایی نامزد شدن و گاهی همدیگر رو در روزهای تعطیل تو شهر همدان میدیدن. روز پنج شنبه، برای دیدن نامزدشون به شهر همدان میرن. تو شهر همدان این خانم و نامزدشون رو دستگیر می کنن. اما به اونها اجازه داده نمی شه که با خانواده هاشون تماس بگیرن و اثبات کنن که نامزد هستن. نکته قابل توجه اینه که این خانم دکتر و نامزدشون به هیچ وجه قیافه غیر موجه که مورد نظر منکراتی ها هست رو نداشتن. نکته دیگه سن و سال این خانم و آقای محترمه. نوجوون نبودن که ..... به هر حال تا شب عید فطر به خانواده های این دو نفر اطلاع داده نمی شه. شب عید فطر با خانواده ها تماس گرفته میشه و وقتی که پدر این خانم میان که دخترشون رو ببینن میگن نمیشه. برید فردا. روز عید فطر هم نمیذارن عصر عید فطر این خانم با برادرشون تماس میگیرن. برادرشون میگن که بابا اومدن ولی نذاشتن بیان پیش شما. روز یکشنبه صبح وقتی پدر برای دیدن دختر به منکرات همدان مراجعه میکنن، به ایشون میگن برو جنازه دخترت رو تحویل بگیر!! آره به همین سادگی یه دختر بی گناه کشته شده! این چهارمین مورد مرگ مشکوک در اداره منکرات شهر همدانِ.
وقتی یه مشت آدم عوضی و عقده ای میشن سردمدار حکومت، عواملشون هم بهتر از این نمیشن.